راستینراستین، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

راستین جون :گل باغ زندگی

من رفتم سرزمین بازی

سلام دوستای خوبم دیدین سوار اسب شدم رفته بودم سرزمین بازی اولش کمی تعجب کردم وازدیدن اون همه نور وصدا هیجان زده شدم وکلی دس دسی کردم اخه اولین بارم بود میرفتم شهربازی با دختر خاله ها همه چی سوار شدم هواسم به همه چی بود اسباب بازی های رنگی رو خیلی دوست داشم از هرچیم پیدا شدم یکم گریه کردم البته مامان مهربونم مراقبت از منو بهانه کردو خیلی از وسایل بازی و سوار شد ...
9 دی 1391

یک مطلب جدید

سلام سلام به دلیل علاقه شدید شماراستین جون به کندن برگ گلهای خونه وگاهی هم خوردن برگها ما مجبور به انتقال گلها به منزل مامان بزرگ شدیم این هم یکی از نمونه هاش یکی دیگه از کارای با مزه شما هیجان زده شدن وقت سشوار کشیدن خیلی خوشحال میشی ودهنت و باز میکنی که باد بره تو دهنت ولی یکمی از خود سشوار میترسی ودست به اون نمیزنی دیروز دوستای مامان اومدن خونمون و شما با دیدن رونیا ومارینا خیلی خوشحال شدی وکلی دس دسی ونانای کردی همش رونیا رو بوس میکردی وباهاش حرف میزدی بیشترم لباسشو میکشیدی هی می خواستی با هاش بازی کنی ومیخندیدی خلاصه خیلی به شما خوش گذشت عکس گرفتن ازتون سخت شده دیگه بزرگ شدین هر کدوم به فکر ...
6 دی 1391

یلدا چه با حاله

سلام امسال اولین حضور من در شب یلدا بود خیلی خوب بود  فرقش با شبای قبلی این بود که خیلی سرد بود وهم خونه حاجی بابا رفتم وهم خونه بابایی همه فامیل رو حسابی دیدم اینجا آماده شدم برم مهمونی مامان این عروسک وداده عکس من خوب بشه ولی اینجا یه مشکلی هست  بسه دیگه عکس نگیر خجالت کشیدم در حال خوردن انگور شب یلدا فکرکردم این یه توپ سنگین ولی ... ولی انگار مبل راحتی اینم جاهم شب یلدا بغل رژین حالا خونه مامانی وادامه شیطونی به به چه خوش میگذره حیف شد تا من برسم زهرا رفته بود با تبسم عکس میگرم این ترنم کوچولو همش خوابه   یلدا با مام...
2 دی 1391

از شلوغ کاریهای شروع ده ماهگی

اول اینکه خواب راستین جون خیلی کم شده وخونه هر کی که بریم یا تو خونه سروصدایی باشه کنجکاوی مانع خوابیدن میشن وبعد شیطونی با روروک دوست داره به رادیات دست بزنه  براش هیجان انگیزه اینجا هم خالی کردن وپاره کردن روزنامه های سبد ...
27 آذر 1391

مروارید چهارم وپنجم

امروز متوجه شدم راستین عزیزم 2دندان جدید از لثه بالایی در آورده حالا دلیل این همه بی تابی و شیر نخوردن ها رو فهمیدیم الان چند شبه از هر یه ساعت بیدار میشه گریه میکنه فکر میکنم دندان نیش سمت چپ هم در حال در آمدن عزیزم  امید وارم به راحتی در بیاد مدام یا باید بغلش کنیم یا کنارش بیشینیم وگرنه حسابی گریه میکنه الان چند ماهی بود این طوری بی قراری نکرده بود پنجشنبه خونه الهه خاله رفتیم و راستین حسابی بلز وفلوت زد ترنم هم در حال برسی اطراف وکشف مزه ها موقع برگشتن از شدت خستگی خواب عمیق سلام یه ده بیستتایی از بهترین نوار کاست ها که باهاشون خاطره دارم یا صدای ضبط شده مون هست ونگه داشت...
26 آذر 1391

پایان 9ماهگی وششمین دندان

سلام عزیزم مبارک وارد 10ماهگی شدی آره عزیزم دندان 6ام شما در حال در اومدن . تواین ماه کارای خیلی زیادی میکنی دسدسی ونانای نانای و واز همه مهمتر  قِل خوردنت که اگه میخوای خودت و بجایی برسونی قل میخوری وبه راستین قل قلی معروفی حالا معلوم نیست کی چهار دست و پا بری دیگه هم روهم میشناسی البته دندونا باعث شدن حسابی لاغر شی وآب دهنت همچنان جاری کوبیدن پاهاتم ادمه داره واز ایجاد سر وصدا باپا لذت میبری همچنان عاشق موس   ...
25 آذر 1391